تبليغاتX
فریاددل

فریاددل

مطالب اصلی این وبلاگ در مورد مشکلات مردم میباشد

یکی از دوستان پیشنهاد کرد که کمی هم در مورد اوضاع مملکت بنویسم یعنی خودمو وارد سیاست کنم نظر شما چیه ؟

به نظر شما میشه تو این دوره زمونه آدم بدون هیچ واهمه ای حرف دلشو بزنه و از عواقبش نگران نباشه؟؟؟

فکر میکنین بتونیم روزی از مسولان جامعه در مورد علت مشکلات بی شمار جامعه بپرسیم و اونها هم منطقی جوابمون رو بدن ؟؟؟

به امید اون روز...

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 15:45  توسط امیر  | 

سلام ببخشید دیر شد آخه این روزها زیاد وقت نمیکنم  مقاله زیر از استاد عباس عبدی و در مورد مراتب دروغه

قصد دارم یه تغییر و تحول اساسی تو وبلاگ بدم و دامنه فعالیت وبلاگ رو گسترش بدم با نظراتون راهنماییم کنین



جامعه‌اي را در نظر بگيريد كه دروغگويي در آن قاعده و نه استثناء باشد. زندگي در چنين جامعه‌اي بسيار پرهزينه است. اعتماد متقابل وجود نخواهد داشت، روابط افراد كاملاً غير اخلاقي خواهد شد، فساد و تباهي در همه سطوح رخنه خواهد كرد و نيز چنين جامعه‌اي كمترين نزديكي را با يك جامعه ديني و اخلاق‌مدار خواهد داشت. اولين گام براي رواج دروغگويي، شكسته شدن قبح دروغ است. در جامعه‌اي كه دروغگويي نوعي زرنگي تلقي شود و مردم با شنيدن سخن دروغ لبخندي حاكي از سرور و شعف بر لبان خود ظاهر سازند، طبعاً دروغگويي رواج مي‌يابد.
عده‌اي فكر مي‌كنند صداقت و راستگويي صرفاً يك مسأله اخلاقي است، و از اين رو ناخودآگاه مي‌خواهند آن را در بررسی مسائل و مشکلات اجتماعی به حاشيه برانند، اما بايد گفت كه صداقت و دروغگويي موضوعي كليدي در فهم و نقد كليه حوزه‌هاي اجتماعي است. نقش آن در اقتصاد كمتر از سرمايه و نيروي انساني و... ديگر عوامل نيست. اما طبيعي است كه در گذشته بر اهميت آنها از منظر اخلاقي تأكيد مي‌شده است. اگر امروز جامعه ما با فساد خانمان‌براندازي مواجه است كه فرياد همه را درآورده، يكي از دلايل و علل اصلي بروز آن دروغ و از دروغ بدتر، تطهير دروغ در ذيل عنوان مصلحت و تقیه است. از اين رو بدون مبارزه عليه دروغ و حساسيت داشتن نسبت به آن نمي‌توان كوچكترين گام موثري را عليه كاهش فساد برداشت. و به طريق اولي بيان هر نوع دروغي ولو با هدف به ظاهر خير، جز به گسترش فساد كمكي نمي‌كند.
در تمامي اديان از جمله اسلام بر قبح دروغ تأكيد شده است و قرار گرفتن دروغ در ذيل عنوان گناهان كبيره معرف اين اهميت است. براي اينكه بدانيم جامعه كنوني ما با ارزش‌هاي موردنظر اسلامي تا چه حد فاصله دارد، كافيست كه به ميزان رواج اين گناه كبيره در سطح وسيعي از جامعه توجه كنيم.
قبل از بيان توضيحات و تحليل خودم، ابتدا بهتر است كه چند گزاره محدود از پيامبر (ص) و ائمه (ع) درباره دروغ را با هم مرور كنيم. گرچه در اين زمينه احاديث فراوان است.
پيامبر (ص):
ـ دروغگو، دروغ نمي‌گويد مگر به سبب حقارتي كه در نفس خود دارد.
ـ از دروغگويي بپرهيزيد، زيرا دروغگويي باعث روسياهي است.
ـ از دروغگويي بپرهيزيد، در موردي كه گمان ميكنيد نجات شما در دروغ گفتن است، بدانيد كه اشتباه كرده‌ايد و هلاك شما در دروغ است.
ـ از پيامبر پرسيدند: ممكن است مومن ترسو باشد؟ فرمود: بلي. ممكن است بخيل باشد؟ فرمود: بلي. ممكن است كذاب باشد؟ فرمود: نه.
امام علي (ع):
ـ هيچ عمل قبيحي به قبح دروغگويي نيست.
امام باقر (ع):
ـ كم‌نصيب‌ترين فرد از سجاياي مردانگي و فضايل انساني، دروغگويان هستند.
اين تأكيدات را كه قطره‌اي از دريا هستند، با وضعيت كنوني جامعه خود مقايسه كنيم تا به عمق فاجعه پي ببريم.
دروغ مراتبي دارد. فرض كنيد كه پولي گم شده است و آن را فرد «الف» سرقت كرده است. اما هيچ‌كس جز آن فرد و خدا اطلاعي از اين ماجرا ندارد. انكار سرقت از جانب اين فرد «دروغگويي» و عملي رذيلانه است. و بي‌ترديد اين «دروغگويي» بدتر از آن عمل سرقت است. اما در هر حال هيچ‌كس نمي‌تواند با اطمينان وي را سارق و در نتيجه دروغگو بداند، تنها خداست كه از حقيقت امر آگاه است. چنين دروغي از حيث اينكه ميان فرد و جامعه پرده دروغگوئی را ندريده است، در مراتب پايين دروغگويي است.
حال فرض كنيد كه فرد مالباخته خودش ديده است كه فرد «الف» اموال او را سرقت كرده و سارق هم مي‌داند كه مالباخته از حقيقت ماجرا آگاه است. اما باز هم دروغ مي‌گويد. اين مرتبه رذيلانه‌تري از فعل دروغ است. حال اگر فيلم فعل فرد ثبت و ضبط شده باشد و اموال مسروقه هم نزد سارق كشف شود و افراد متعددي هم به اين سرقت شهادت دهند و اثر انگشت فرد هم باقي مانده باشد، و هر شاهد ديگري كه به ذهن آيد وجود داشته باشد، با اين حال فرد انكار كند، در اين صورت دروغگويي به شديدترين مرتبه‌اش رسيده است و چنين فرد در حضيض اخلاقي قرار گرفته و جامعه‌اي هم كه فاعل اين فعل (دروغگويي)به اين فضاحت با تمام توان محكوم نكند، در همان سراشيبي اخلاقي قرار دارد، بدتر از اين نوع دروغگويي، توجيه اخلاقي آن برحسب مصلحت است و بدتر از بي‌تفاوتي جامعه در برابر چنين دروغي، دفاع از دروغگو با لطايف‌الحيل است.
از هنگامي كه داريوش در كتيبه بيستون نفر بعد خود را به پرهيز از دروغگويي و ضرورت تشديد مجازات دروغگو توصيه كرد و از خداوند خواست كه سه بلا از جمله دروغ را از ايران دور بدارد، معلوم مي‌شود كه دروغ در جامعه ايران رواج داشته است؟ چرا كه اگر دروغ نبود چنين توصيه‌هاي موكدی هم نمي‌شد.
امروز هم جامعه ما با آسيب دروغگويي مواجه است. و آن هم با بدترين نوع و مرتبه دروغ. مدتي پيش به اداره‌اي مراجعه كردم، به راحتي از من خواسته مي‌شد كه براي مشكل پيدا نشدن در اجراي كارم، دروغ بنويسم!! اگر صفحات حوادث روزنامه‌ها را بخوانيد متوجه مي‌شوید كه متهمين چگونه بديهيات را انكار مي‌كنند، گويي كه اين دروغ‌ها هيچ قبحي ندارد. پليس راهنمايي كه كسي را مي‌خواهد جريمه كند، انواع دروغ‌ها را براي گريز از جريمه مي‌شنود، دروغ‌هاي آماري به وفور و از چپ و راست توليد و ارايه مي‌شود. و از همه بدتر وقتي است كه دروغ از جانب كساني بيان شود كه پاسداران "اخلاق" و یا "قدرت" جامعه‌اند. وقتي كه متوليان اين دو ركن حرمت امامزاده‌هاي خود را پاس ندارند، از ديگران چه انتظاري مي‌رود؟
يكي از بدترين دروغ‌ها، دروغ‌هايي است كه در مقام مشاوره به اصحاب قدرت داده مي‌شود. گويي گوش‌هاي آنان علاقه‌اي به شنيدن سخن و خبر صدق ندارد. در ايران و جهان نام ماكياول با اخلاقي نبودن قرين شده است، اما برخلاف اين پندار اوست كه مي‌نويسد، شهريار بايد شكيباترين شنونده حقيقت درباره اموري باشد كه درباره آنها پرسيده است و اگر ملاحظه كرد كه كسي در ابراز حقيقت به او تعلل مي‌ورزد بايد به خشم آيد. اگر همين يك توصيه ماكياول در تاريخ و امروز ايران رعايت مي‏شد، وضع ديگر گونه‌اي نسبت به حال داشتيم.
در جامعه ما حساسيت نسبت به داشتن ثروت زياد است، فرد اگر ثروتي داشته باشد آن را از ترس نگاه ديگران پنهان و به دروغ انكار مي‌كند، اما جامعه در برابر دروغ حساسيتي ندارد و دروغگوترین افراد از امنیت روانی برخوردارند، و به همين دليل است كه رذايل اخلاقي هم مي‌تواند رواج پيدا كند، و سرمايه اجتماعي جامعه ما را به حدود صفر و حتي منفي برساند، و به عنوان مانع جدي در راه توسعه همه‌جانبه عمل كند.
از كودكي كه درس چوپان دروغگو را مي‌خوانديم، قابل فهم بود كه عواقب دروغ چگونه گريبان دروغگو را مي‌گيرد، اما ساختار اجتماعي و پيشينه فرهنگي در اين زمينه چنان متصلب است كه به سرعت آن آموزه به فراموشي سپرده مي‌شود. برخي از اصحاب قدرت هميشه از اين مي‌نالند كه چرا حرف‌هاي راست آنان باور نمي‌شود و مردم و مطبوعات گرايش به موارد نقض آن دارند، آنان متوجه نيستند كه «خود كرده را تدبير نيست.» وقتي كه به سهولت بتوان واقعيت مسلم را تكذيب كرد، اعتماد متقابل به طور مطلق از ميان مي‌رود، حتي اگر گرگ واقعي هم به گله بزند، كسي براي ياري چوپان نمي‌شتابد.
حداقل بخشي از منشا و زمينه دروغ، ساختار استبدادي مزمن در تاريخ ايران است، وقتي كه قانون حاكم نباشد و زور و چپاول رايج شود، از طرف مردم هم تملق و چاپلوسي سكه رايج خواهد شد. وقتي نظارتي بر امور نباشد، حكومت‌ها براي بقاي خود مي‌كوشند كه حقيقت مسلم را قلب كنند. گويااولين كتاب چاپ شده در ايران در زمان قاجاريه «فتح‌نامه» است كه كل موضوع به پيروزي‌هاي!!! قاجار در جنگ‌هاي ايران و روس و قراردادهاي تركمن‌چاي و گلستان مربوط مي‌شود!! و اين ورود اولين رسانه (چاپ و كتاب) بود و وقتي كه مطبوعات و راديو تلويزيون هم وارد شد، حكومت‌ها بيش از پيش آنها را به چشم بوق براي بيان صادق معرفي كردن دروغ‌هايشان مي‌ديدند، و اين چنين شد كه دروغ، عمق و گستره بيشتري يافت. و چنين است كه جامعه ما (هر بخش آن به نسبتي) در گرداب اين ويژگي فرو رفته است و ساختارهاي متعدد هم آن را تشديد و تقويت مي‌كند.حتی كساني كه در پي در انداختن طرحي نو براي جامعه، و خواهان تقويت و رواج اخلاق محمدي (ص) كه از مهم‌ترين اركانش صداقت و پرهيز از دروغگويي است، بودند. اكنون راهي را مي‌روند كه مخالفان چنين اخلاقي جاده آن را بيش از پيش صاف كرده‌اند، جاده‌اي كه جز به قلب آتش راهي ندارد.



Webstats4U - Free web site statistics
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 15:56  توسط امیر  | 

من از این هرزه گی ها خسته شدم/دگران خسته تر از من شده اند

زندگی نیز چنان خسته شده/که دیگر زندگی نه

وقت فروش است/خالی زانگیزه و از جوش وخروش است

همه جا کذب و همه دوست نما دشمن هم/

همه خود خواه ولی حرف ز انصاف و سخا می گویند/

و به این آب تعارف چه مفت

آب روی خودی را می شویند

حسرتا

که اندر این عالمک بوقلمون

گریه و خنده دروغ

مرده و زنده دروغ

لطف و احساس دروغ

عشق و آرمان دروغ

توبه توبه

خود انسان دروغ

و اگر خواهی بسازی با کذب

تو بیا وقت بکش

تو بیا وقت فروش

زندگی کن

بردگی کن

                                                    شعر بالا از یه شاعر تاجیکیه

مقاله ای که در مورد دروغ قرار بود بدم رو یادم نرفته

                                            

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم فروردین 1387ساعت 10:44  توسط امیر  | 

سلام عصر تو کلاس فیزیک بودم اواخر کلاس بود،نمیدونم معلم بحث رو از کجا شروع کرد که رسیدیم به بحث در مورد یکی از بزرگترین مشکلات جامعه امروز به اسم ((دروغ))

ایشون عقیده داشتن که دروغ یکی از بزرگترین مشکلات جامعه ماست بعضیا اونقدر دروغ گفتن و میگن که اصلا متوجه نیستن که دارن دروغ میگن چون عادت کردن معلمم یه پیشنهاد داد که من به شما میدم

 بیاین برای یک روز هم که شده با همه رک و راست باشیم به خاطر وجدانمون هم که شده بیاین به خودمون قول بدیم که یک روز به هیچ کس هیچ دروغی نگیم و با همه رک وراست باشیم تا ببینیم چه لذتی داره بیاین برای یک روز هم که شده طعم مرد واقعی بودن را بچشیم، بی شیله و پیله باشیم، قلب صافی داشته باشیم، و زندگی رو خیلی سخت نگیریم تا برای یک روز هم که شده از زندگی از ته دل لذت ببریم

مرد بودن به هیکل و زور نیست مرد واقعی کسی که جلوی نفسش رو بگیره و کسی هم که جلوی نفسش رو گرفت دروغ نمیگه چون دیگه دروغ گفتن لازمش نمیشه پس بیاین مرد باشیم  یه مرد واقعی .میخوام یه مقاله کامل در مورد دروغ ارایه بدم که از همتون میخام مشارکت کنین هر کی خواست مشارکت کنه در بخش نظرات اعلام کنه

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 22:9  توسط امیر  | 

آن کس که در عیب خود بنگرد از عیب جویی دیگران باز ماند،و کسی که به روزی خدا خشنود باشد به آنچه از دست رود اندوهگین نباشد،و کسی که شمشیر ستم بر کشد با آن کشته شود،و آن کس که در کارها خود را به رنج اندازدخود را هلاک سازد،و هر کس خود را در گردابهای بلا افکندغرق گردد،و هر کس به جاهای بد نام قدم گذاشت متهم گردید 

و (کسی که زیاد سخن می گوید زیاد هم اشتباه دارد )، و هر کس که بسیار اشتباه کرد شرم و هیای اواندک است،و آنکه شرم او اندک ، پرهیزکاری او نیز اندک خواهد بود،و کسی که پرهیزگاری او او اندک است دلش مرده،و آن که دلش مرده باشد در آتش جهنم سقوط خواهد کرد.و ان کس که زشتی های مردم را بنگرد وآن را زشت بشمارد سپس همان زشتیها را مرتکب شود  پس او احمق واقعی است.قناعت،مالی است که پایان نیابد،و آن کس که فراوان به یاد مرگ باشد  در دنیا به اندک چیزی خشنود است ،و هر کس بداند که گفتار او  نیز از اعمال او به حساب می آید  جز به ضرورت سخن نگوید.  

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 15:11  توسط امیر 

شتاب پیش از توانایی بر کار وسستی پس ازبه دست آوردن

فرصت از بیخردی است

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 14:53  توسط امیر 

با سلام

بیشتر کسانی که نظر دادن خواستن تا در مورد یه موضوع جامع مطلب بدیم

فکر میکنین چرا امروزه ما مسلمونا از دنیا عقب موندیم ؟چرا باید همیشه وارد کنیم اون هم با هزار منت و ... ؟

۱-با وجود اینکه ما مسلمونا به خصوص ایرونیا قرآن رو داریم و میتونیم ازش استفاده بکنیم همون جور که غیر مسلمونا میکنن...ما قران رو داریم ولی در اصل نمیتونیم هیچ سودی ازش ببریم(خدایش آخرین بار کی قران رو با حضور دل خوندین؟)

۲-بعد از انقلاب صنعتی که تو اروپا رخ داد اونا به دلیل نیاز به مواد اولیه شروع به استعمار مستقیم یا غیر مستقیم بسیاری از کشورها از جمله ایران کردند ما همین امروز هم تو استعماریم امابه صورت غیر مستقیم

۳-اروپا و امریکا و حتی روسیه هر کاری میکنن تا سر مسلمونا رو گرم کنن و خودشون به مقاصد شومشون برسن مثلا سر اعراب رو با عیش ونوش گرم کردن ولی چون تو کشور ما شرایطش نیست سر ما رو هم با ماهواره گرم کردن (ماهواره بد نیست به شرط اینکه ازش درست وبه اندازه استفاده کنیم)

۴-خلاصه تا وقتی که جوونهای ما تو خیابونا علاف میگردن ما باید منتظر روزهای بد تر از این هم باشیم 

۵-ماها باید قدر وقتمونو بدونیم و ازش درست استفاده کنیم باور کنید لحظات عمر ما با ارزش تر از اونه که تو خیابونا بی هدف بگردیم یا بی خودی بریم مدرسه و دانشگاه آخرش هم نفهمیم که تو مدرسه یا دانشگاه از معلم و استاد چی یاد گرفتیم یا در ظاهر نماز بخونیم حمد وسوره بگیم ولی معنی حرفهایی که میگیم  رو نفهمیم

۶-  بیگانه ها یه کار اصولی رو شروع کردن اونا هر کاری میکنن تا ثروت های ما رو غارت کنن بهترین راهی رو هم که یافتن تهاجم فرهنگیه ماها هم که خدا رو شکر زمینه رو خودمون ایجاد میکنیم

۷-اما در مورد انتخابات که یه نکته مثبت داره اونم اینه که تو این دوره دیگه از درختا چیز میز آویزون نمیکنن و با فرهنگ شدن ولی امان از دست بعضی از کاندیداها که دو سه نفر دختر دانشجو رو میزارن جلوی ستاد انتخاباتی و هر کس و ناکس رو میکشونن تو ستاد بعد که نمک گیرشون کردن خب... یارو مجبوره بهشون رای بده

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 14:32  توسط امیر  | 

سلام امیدوارم حالتون خوب باشه (خیلی هااول به حجم مطلب نگاه میکنن اگه زیاد بود نمیخونن خب این هم از عادتهای بدما ایرانیهاست البته مطلب هر چی مختصرومفیدباشه بهتره منم سعی کردم این طوری باشه )بریم سر اصل مطلب همون طور که از عنوان وبلاگ معلومه من میخوام در مورد مشکلات جامعه وجوانان مطالبی رو ارایه بدم بعد با هم این مطالب رو بررسی کنیم البته در مطالب ارایه شده از نظرات افراد صاحبنظرهم استفاده میکنم (البته با درج نام)

ببینین ما همه مون خیلی خوب میدونیم که جامعه مون با چه مشکلاتی داره دست وپنجه نرم میکنه همه ما اعضای این جامعه هستیم پس بیاین خودمونو از خواب غفلت بیدار کنیم بیاین اینو درک کنیم که باید کاری کرد جامعه ما در وضعیت بدی قرار داره تا کی باید دست رو دست بذاریم تا کی باید جوونهای ما از بیکاری تو خیابونها بگردن ووقتشونو تلف کنن

همه ما به خوبی میفهمیم که چه مشکلاتی داریم لازم نیست از تک تک اونها اسم ببرم به طور مثال همه افراد آگاه جامعه میدونن که اکثر جوونهای ما تحصیلکرده ولی بیکارن همه افراد میدونن که جامعه ما روز به روز به فساد کشیده میشه همه میدونن آمار طلاق به خاطر بی پولی روز به روز بیشتر میشه...اینو بدون که همه میدونن و میفهمن ولی فقط فهمیدن مهم نیست باید این مشکلات رو ریشه یابی کنیم بعد دست به دست هم بدیم و از بین ببریمشون چه طوری؟ الان توضیح میدم‌

این خود ما هستیم که باعث به وجود آمدن مشکلی می شیم (خواسته یا ناخواسته)عامل اصلیش میتونه عوامل متعددی باشه ولی اجرا کنندش ماییم خب مایی که این مشکل رو به وجودآوردیم حتما میتونیم ازبین ببریمش به شرط اینکه متحد باشیم

ما میتونیم با تشکیل میزگردهای مجازی تو اینترنت هم سطح اطلاعات خودمون هم میزان آگاهی افراد جامعه رو بالا ببریم تا همه از خواب غفلت بیدار شن وببینن که تو چه مردابی گرفتار شدیم

هر یک از ما به عنوان عضوی از جامعه وظیفه داریم آگاهی مردم رو افزایش بدیم امروزه اینترنت هم میتونه به عنوان یه ابزار کمکمون کنه ازتون یه سوال دارم به نظر شما خوبه  اولین مطلبمون در مورد ((نیازهای جوانان در جامعه امروز ))یا در مورد ((عامل اصلی بی پولی مردم و مشکلاتی که در پی اون به وجود میاد)) باشه یا ؟یا اگه دوست ندارین موضوع پیشنهاد بدین

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 18:18  توسط امیر  |